وزیر ارتباطات: از سال 80 در وزارت اطلاعات بودم/ می‌گفتند تعامل با جهرمی سخت است چون امنیتی است / باز هم افشاگری می‌کنم.

گفت‌وگوی تفصیلی با وزیر ارتباطات:
سر شوخی را خودش باز کرده بود و وقتی که گفت « من در خدمت شما هستم»، قبل از هر حرفی پرسیدیم چقدر مجازیم که شما را اذیت کنیم. آرام و شمرده گفت: «گفت‌وگو که اذیتی ندارد، دعواست که اذیت دارد.» گفتم اگر کار به دعوا کشید چی؟ آرام‌تر از قبل گفت: «شما کارتان را بکنید، من هم کار خودم را. گفت‌وگو اگر بخواهد خوب از کار در بیاید باید صریح و شفاف باشد.» خندیدم و گفتم من چون سنم از شما بیشتر است توی سؤال کردن راحتم. بدون این که آهنگ صدایش تغییر کند، لبخندش را کج کرد و گفت: «خانم‌ها مگر سن شان از هجده سال بیشتر هم می شود؟»

آقای وزیر راحت و دست به سینه نشسته بود که من از فضای خانوادگی‌اش پرسیدم. می خواستم از پدر و مادرش بیشتر بدانم. گفتم شما ظاهرا جزو خانواده انقلاب که این چهل سال پست و مقام بین آنها تقسیم می‌شده نیستید، اما در ۳۶ سالگی وزیر شدید. پرسیدم محمدجواد آذری جهرمی کیست؟ برای جواب به سؤالم، من را برد به استان فارس، به شهر جهرم. گفت: «وقتی پدر من دوساله بوده در جهرم طاعون می آید و پدربزرگ پدری‌ام می‌میرد. خانواده پدرم چهار برادر و دو خواهر بودند که بعد از مرگ پدرشان زندگی سختی داشتند. پدرم تعریف می‌کرد که همان بچگی از بیابان خار جمع می‌کرده و در شهر می‌فروخته و روزهایی هم که هیچ کس خارها را نمی خریده مستأصل میشده و گریه می‌کرده»


کودکی پدرش را با جزئیات روایت می کرد تا رسید به ۳۵ سالگی او گف: « پدرم چون کمک خرج خانواده بوده در ۳۵ سالگی با مادرم ازدواج می‌کند.» با خنده گفتم انگار پدرتان به اندازه شما که در ۳۵ سالگی پدر دو بچه بودید برای ازدواج عجله نداشته. لبخند محوی زد، جهت نگاهش را تغییر داد و دنباله حرفش را گرفت: «مادرم خانه دار بود. سواد هم نداشت و بعدا به نهضت سوادآموزی رفت. پدرم هم جز نوشتن اسم خودش که آن را هم اشتباه مینوشت وقتی که می خواست امضا کند، سوادی نداشت.»

آقای وزیر شمرده شمرده اما بی‌وقفه حرف می زد، با آهنگ صدایی که تغییر هم نمی کرد و همین حرف توی حرف آوردن را برایم سخت می‌کرد. از پدر و مادر و خواهر و برادرهایش می گفت و بزرگ‌ترین برادرش علیرضا که در شانزده سالگی شهید شده. وقتی از جزئیات زندگی خانوادگی اش می‌گفت دست به سینه بود. گفتم می‌خواهم بدانم چه زمانی خودتان راشناختید؟ از فضای اجتماعی-سیاسی جهرم گفت و دیدم اگر ریتم بحث را تندتر نکنم، تا آخر زمان گفت و گو از جهرم بیرون نمی آییم. پرسیدم در جهرم فعالیت سیاسی داشتید؟

گفت: «من فعالیت سیاسی نداشتم.» گفتم عضو بسیج هم نبودید؟ گفت: «چرا، عضو بسیج بودم چون بچه های مذهبی جدا از این که تفکر سیاسی‌شان راست بود یاچپ عضو بسیج بودند و رویکرد بسیج هم مثل امروز نبود. من کلاس سوم راهنمایی بودم اما در کمیته برگزاری کنکور آزمایشی بسیج فعال بودم. به دانش آموزان جهرم دفترچه های آمادگی کنکور میدادیم، سؤال هایی را که معلمها آماده می‌کردند با دستگاه استنسیل برای بچه‌ها کپی می‌گرفتیم و آزمون برگزار می کردیم. در واکسیناسیون فلج اطفال هم کمک می کردیم. خلاصه فعالیت بسیج به این موضوعات برمی گشت و همین فعالیت‌های اجتماعی هم در خصیت من خیلی تاثیر گذاشت.» همه اینها را شمرده شمرده و با جزئیات کامل می گفت؛ انگار که دارد فیلم ضبط شدۀ آن زمان را می بیند و تعریف می‌کند.

سفارش‌ها را آوردند و تا کاسه و بشقاب‌ها روی میز چیده شود به ساعت نگاه کردم و دیدم که یک سوم وقت گفت وگوی ما گذشته و هنوز به اصل حرف نرسیدیم. داشتم توی ذهنم مرور می کردم که چطور به صحبت کردن آقای وزیر شتاب بدهم که یکباره رضا خجسته با خنده گفت برویم سر اصل مطلب و بگویید چگونه وارد وزارت اطلاعات شدید؟ سؤال را که شنید، جاخورد.

یکی- دو جمله شوخی بین من و مدیر کل روابط عمومی ردوبدل شد، تا ضرب سؤال رضا گرفته شود. چند ثانیه سکوت کرد و بعد نگاهش را روی صورت رضا چرخاند و گفت: «نگران زمان نباش. به جواب سؤالاتت می‌رسی.» منتظر سؤال و حرفی از طرف مانماند و یکراست برگشت سر صحبت قبلی‌اش.

گفت: شخصیت من در فعالیت‌های اجتماعی بسیج شکل گرفت. برادرهایم بزرگتر از من بودند و من با دوستان برادرهایم برخوردم و همیشه در گرید سنی بالاتر از خودم با فاصله سنی ده سال می چرخیدم.» چندباری که خواستم سؤال بپرسم صحبتش را قطع نکرد و من هم تسلیم قاطعیت آقای وزیر شدم که داشت آهسته و پیوسته از گذشته‌اش می گفت: «سال آخر دبیرستان دیگر به بسیج نرفتم تا این که یک شب توی امامزاده یکی از دوستان برادرم به من گفت می‌آیی برویم مشهد؟ متوجه شدم که قرار است از تهران تا مشهد را پیاده برویم. آن پیاده‌روی را که همزمان با سالروز ورود آزادگان به ایران انجام می شد آقای ابوترابی فرد که نماینده مجلس بود مدیریت می کرد. من آن سال که اولین سال پیاده روی بود شرکت کردم و آن جا با ایشان آشنا شدم. آشنایی با ایشان اولین مواجهه من با یک فرد یا فعال سیاسی بود. این آشنایی بعدا آنقدر زیاد شد که من هر سال در برنامه پیاده روی مشهد شرکت می‌کردم. مرحوم ابوترابی هم به خانه ما در جهرم می‌آمد. بعد هم دانشگاه قبول شدم و آمدم تهران.»

چند دقیقه‌ای بود که به جای دست به سینه نشستن، دو دستش را روی میز، اهرم چانه اش کرده بود و حرف میزد. پرسیدم توی دانشگاه عضو بسیج دانشجویی شدید یا انجمن اسلامی دانشجویان؟ که گفت: «هیچ کدام در انجمن علمی برق و انجمن صنفی دانشجویان فعالیت می کردم و وارد تشکل‌های سیاسی دانشجویی نشدم.» گفتم سیاست گریزی تان دلیل خاصی داشت؟ فقط سر تکان داد که یعنی نه، و بعد بدون این که دوباره پرسیده باشیم جواب سؤال چند دقیقه قبل رضا را داد و از ورودش به وزارت اطلاعات گفت: «ما دانشجویان دانشگاه صنعت آب و برق، بورسیه وزارت نیرو بودیم. سال دوم دانشگاه بودم که از طرف مرحوم ابوترابی به من پیشنهاد شد به وزارت اطلاعات بروم. ایشان من را معرفی کرده بود و از وزارت به من مراجعه شد. ابتدا قبول نکردم و با خودم فکر می کردم، اما در نهایت پذیرفتم.»

گفتم پس این که می گویند از سال ۱۳۸۴ به وزارت اطلاعات رفتید نادرست است. گفت: «بله! از اواخر سال ۱۳۸۰ وارد وزارت شدم. هنوز دانشجو بودم و بعد که درسم تمام شد، به صورت تمام وقت مشغول شدم و تا سال ۱۳۸۸ آن جا بودم. بعد هم به سازمان تنظیم مقررات رفتم.» پرسیدم کار کردن در وزارت اطلاعات دولت آقای احمدی نژاد چه حس و حالی داشت؟ با همان دو دست زیر چانه گفت: «وقتی توی معاونت فنی وزارت اطلاعات کار می کنید، تفاوتی ندارد که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور باشد یا آقای روحانی» پرسیدم گرایش سیاسی شما در سال ۱۳۷۶ چه بود؟ در آن دوم خرداد، به چه کسی رأی دادید؟ چند ثانیه مکث کرد و گفت: «تفتیش عقاید نمی کنید؟» جای من رضا جواب داد و گفت دانستن پیشینه فکری یک وزیر که تفتیش عقاید نیست. با بی‌تفاوتی معناداری گفت: «به مصلحت نمیدانم و حق من است که جواب ندهم.»

اندیشه پویا در ادامه این مصاحبه طولانی خود می نویسد: خیال آقای وزیر که از بستن بحث وزارت و انتخابات ها راحت شد یک لقمه کشک بادمجان خورد. هنوز لقمه توی دهانش بود که پرسیدم کار کردن در مجموعه وزارت اطلاعات برای شما آرام و بدون حاشیه گذشت؟ دستش را گرفت جلوی دهانش، لقمه را پایین داد و گفت: «معاونت فنی جایی است که در آن جا از رویکردهای سیاسی خیلی بحث نمی شود. در وزارت معروف است که بچه های معاونت فنی، بیشتر آدم‌های روشنفکری هستند که با مسائل فنی و تکنولوژیک درگیر شده اند.» گفتم همه اینها قبول اما شما اذیت نبودید که در وزارت اطلاعات احمدی نژاد کار می کردید؟ نگاهش جوری بود که انگار خسته شده باشد از این بحث، اما اعتراض نکرد و جواب داد. گفت: «شما در کل سابقه من اگر بگردید سابقه فعالیت سیاسی پیدا نمی کنید. البته نگاه سیاسی دارم اما به عنوان این که فعالیت حزبی داشته باشم، خیر...». صحبتش با ورود یکی از محافظان که کاغذی جلوی او گذاشت ناتمام ماند.

آذری جهرمی به یادداشتی که خوانده بود یک کلمه جواب گفت و بعد به من نگاه کرد و گفت: «البته کسی که مسئولیت فنی دارد هم برای کارش خط قرمز دارد و بعد شاید به جایی برسد که بگوید از این جا به بعد خط قرمز من است.» گفتم می خواهید بگویید توی کار در وزارت اطلاعات با وضعیتی مواجه شدید که می خواستند از خط قرمزهای
ما دانشجویان دانشگاه صنعت آب و برق، بورسیه وزارت نیرو بودیم. سال دوم دانشگاه بودم که از طرف مرحوم ابوترابی به من پیشنهاد شد به وزارت اطلاعات بروم. ایشان من را معرفی کرده بود و از وزارت به من مراجعه شد. ابتدا قبول نکردم و با خودم فکر می کردم، اما در نهایت پذیرفتم
خودتان رد شوید؟ که سریع و قاطع گفت: «بله، مواجه شدم.» گفتم مثلا چه خط قرمزی؟ که گفت: «بعضی امور طبقه بندی دارد و من نمی‌توانم درباره آن حرف بزنم. ولی من هم در دوره‌ای که آنجا بودم چنین مشکلی با خط قرمزهای خودم داشتم.» دست بردار نبودم و پرسیدم که خط قرمزی که می گویید به کم شدن مسئولیت یا کناره گیری هم منجر شد؟ آقای وزیر گفت: «نه این که مسئولیت من را کم کنند، اما تقریبا در یک سال آخر دولت آقای احمدی نژاد چالش زیاد داشتم.» رضا به کمک آمد و با خنده گفت که چقدر کلی و مبهم صحبت می کنید. آقای وزیر هم با خونسردی جواب داد: «ذات مسئله جوری است که نمی شود در باره آن جزئی حرف زد. اگر صحبت در حوزه وزارت ارتباطات بود، من شفاف و صریح همه چیز را می‌گفتم.»

تا آقای وزیر چند لقمه ناهار بخورد، موضوع صحبت را عوض کردم و کشاندم به وزارت ارتباطات. بدون مقدمه گفتم در این حلقه بسته مدیران در ایران شما چطور بالا آمدید و وزیر شدید؟ واکنشی به این سؤال نشان نداد. آهنگ صدایش هم عوض نشد. با خونسردی خاصی گفت: «من به عنوان یک واقعیت کلی می پذیرم که حلقه مدیران در کشور بسته است اما الزاما اعتقادی به این حرف شماندارم. از همین آقای هادیان بپرسید که چطور مدیرکل روابط عمومی وزارت ارتباطات شد.» به من نگاه کرد و اشاره کرد به طرف دیگر میز و گفت: «خب بپرسید.» به مدیر کل روابط عمومی وزارت خانه که آن سر میز نشسته بود نگاه کردم و پرسیدم چطور مدیر کل شدید آقای هادیان؟
اشاره آقای وزیر هم پشت سؤال من آمد که «بگویید، اشکالی ندارد.» هادیان اول این پا و آن پا کرد و بعد ماجرا را تعریف کرد: «یک روز به من در محل کارم در سازمان ملی استاندارد تلفن شد و گفتند مدیرکل حوزه وزارتی وزارت ارتباطات می خواهد با ش ما صحبت کند. ایشان به من گفت آقای وزیر خواسته شما از فردا به عنوان مدیر روابط عمومی مشغول به کار شوید. اول فکر کردم شوخی می کنند، بعد فهمیدم جدی است. همان روز رفتم وزارت خانه و دیدم حکمی هم به نام من نوشته شده اما هنوز امضای آقای وزیر پای آن نیست. خیلی عجیب بود چون تا آن زمان من هیچ شناختی از ایشان نداشتم.» به آقای وزیر نگاه کردم و پرسیدم چه کسی آقای هادیان را به ش ما معرفی کرده بود؟ انتظار هر سؤالی را داشت جز این را. برای اولین بار از اول صحبت روی تک تک واژه‌های جمله ای که گفت مکث کرد؛ انگار که دارد یک دستور وزارتی به مدیران پایین دستی می دهد. گفت: «هیچ کسی ایشان را به من معرفی یا سفارش نکرد.» به من هم مجال سؤال کردن نداد و پروسه کشف مدیرکل روابط عمومی اش را برایم تعریف کرد: «چند مشخصه برای مدیر روابط عمومی وزارت ارتباطات نوشتم و به دفترم سپردم که رزومه همه مدیران روابط عمومی را که می توانند دارای این مشخصات باشند پیدا کنند. سی رزومه برای من آوردند. سه هفته بررسی آنها طول کشید تا نهایتا به سه نفر رسیدم.

از حراستم خواستم که درباره این سه نفر در سازمان های شان تحقیق کند. وقتی نتیجه را آوردند آقای هادیان به لحاظ توانمندی با اختلاف قابل توجهی در آن گزارش بالاتر بود. من هم به دفترم گفتم به ایشان بگویید فلانی علاقه مند است شما را به عنوان همکار در مقام مدیر کل روابط عمومی، در کنار خود داشته باشد و اگر می پذیرید بیایید با وزیر صحبت کنید. در اولین ملاقات آقای هادیان هم گیج شده بود که چطور من به ایشان رسیدم. ایشان به کنار. بروید از آقای امیر ناظمی که رئیس سازمان فناوری ارتباطات هستند هم بپرسید که چگونه منصوب شدند. من یک مقاله از ایشان در یک مجله خواندم و از نگاه ایشان خوشم آمد.» همه اینها را با لبخند رضایتی گوشه لبش تعریف می کرد و هنوز حرفش تمام نشده، پرسیدم پیش از اینها چه کسی شما را برای وزارت کشف کرد؟ نگاهم کرد و با همان لبخند رضایتی که داشت گفت: «جاهایی که من قرار گرفتم و کارهایی که کردم باعث شد کنتراست زیادی در مجموعه نشان دهم و آدم متفاوتی به نظر برسم.» گفتم شما بهتر می‌دانید که توانمندی فنی برای وزیر شدن عامل خیلی مهمی نیست به خصوص اگر متولد سال ۱۳۶۰ باشید.

هرچقدر من عجله داشتم برای سؤال کردن و استفاده از زمان، آقای وزیر آرام و شمرده حرف میزد. این وسط فرصت غذا خوردن هم نداشت. دو - سه باری که وقفه افتاد توی حرف، یک تکه نان سنگک برداشت، با همان آرامشی که حرف می‌زد دو لایه نان را از هم باز کرد و داخلش کشک بادمجان ریخت و خورد. اما شش دانگ حواسش به ما بود و به جوابی که باید به چطور وزیر شدنش می داد. ترجیح داد چند سالی به عقب برگردد و سؤالم درباره کشف شدنش را با جزئیات جواب دهد: «اولین دیدار من با آقای واعظی سال ۱۳۹۲ بعد از آن بود که ایشان وزیر ارتباطات شد. ماجرا هم از این قرار بود که در دولت آقای احمدی نژاد کارشناسان حوزه ارتباطات از این وزارت خانه کنار زده شده و معاونین وزیر ارتباطات همسه از وزارت دفاع بودند. آقای واعظی که آمد دستور داد دفاعی‌ها بروند و مخابراتی‌ها برگردند. همه قدیمی‌های مخابرات را هم دعوت کرد که بیایید کار را تحویل بگیریم.

اولین جلسه ای را که برای این تغییر و تحولات گذاشته شد آقای جهانگرد اداره می کرد. من به عنوان مدیرکل سازمان زیرساخت در آن جلسه شرکت کردم و آن جا با آقای جهانگرد درگیری لفظی تلخی پیدا کردم.» بی اختیار وسط حرفش خندیدم و گفتم پس چه خوب که آقای جهانگرد هنوز هم معاون شماست. هیچ واکنشی به حرفم نداشت. بقیه ماجرا را گفت: «آقای جهانگرد از آن جلسه یک گزارش برای آقای واعظی برد و گفت که این بچه پررو در جمع جواب من را این طور داده. اما آقای واعظی، انصافا برعکس فضاسازی که برخی دوستان علیه ایشان می کنند، در این موضوعات آدم پخته‌ای است و زود قضاوت نمی‌کند. از دفتر وزیر من را خواستند. انتظار این را داشتم که با من برخورد کنند. استعفایم را نوشتم و رفتم دفتر آقای واعظی آقای واعظی گفت چه خبر؟ وضعیت چطور است؟ من هم گفتم خدا را شکر. پرسیدما اگر بخواهیم موفق عمل کنیم باید چه کنیم؟ من هم با جسارت گفتم شما الآن توی آسمان هستید، و مدتی در حوزه ارتباطات حضور نداشته اید و اصلا نمی دانید چارچوب و فضا چطور است.

در آن جلسه مفصل درباره برنامه توسعه ای که ایشان داشت و من دیده بودم، گفت و گو کردم و گفتم اینها غلط است و این کارها را نمی‌توانید بکنید و فلان کارها را باید بکنید. استعفایم هم توی جیبم بود. آخر جلسه نامه رادادم به آقای واعظی و گفتم من به نظر شما احترام می گذارم و فکر می کنم نظر شما این باشد که من این جا نباشم. اما آقای واعظی گفت از حرفهایت می توانی دفاع بکنی؟ گفتم چرا نتوانم؟ ایشان هم جلسه ای گذاشت و همه معاونین و من را دعوت کرد. برای معاونین جدید دعوت کردن من در آن جلسه کمی سنگین بود. بگومگوی طولانی و سنگینی به لحاظ کارشناسی صورت گرفت و در نهایت طرفین قانع شدند حرفی که من می‌زنم درست است.»

حرف وزیر را قطع کردم و گفتم حالا با این جزئیات که نه اما در یک جمله بگویید اختلاف نظرتان درباره چه بود؟ در یک جمله گفت: «مدل توسعه زیرساخت های ارتباطی در کشور.» با خنده گفتم پس آقای واعظی بود که شما را کشف کرد. همین جمله کافی بود برای این که آقای وزیر بقیه داستان را بگوید.

گفت: «بعد از آن جلسه آقای واعظی پاکت نامه استعفا را به من برگرداند و گفت یک دست به من می‌دهی؟ گفتم برای چه؟ گفت می‌ایستی کمک کنی؟ گفتم اگر بخواهید کار کنید من اهل کار هستم. دوستی من با آقای واعظی از آن روز شروع شد. سال ۱۳۹۵ هم که آقای خسروی از سازمان زیرساخت بازنشست شدند، من را به عنوان معاون منصوب کردند. همان زمان برای خیلی‌ها سخت بود که یک جوان که جسور هم هست مسئولیت بگیرد و مدیر باشد.» گفتم از کشف شما توسط آقای واعظی که بگذریم چه شد که دل رئیس جمهور را بردید؟ با لبخند جواب داد و گفت: «من نمی‌دانم دل ایشان را برده ام یانبرده‌ام اما آشنایی من با آقای رئیس جمهور هم به شیوه مدیریت آقای واعظی ربط داشت که وقتی میخواست موضوعی را برای بالادست خودش پرزنت کند، زیردستان خودش را همراه می برد تا آنها شرح دهند. ایده اش این بود که من رئيس معاونین قوی هستم. به واسطه این ماجرا در موضوعات مختلف با آقای رئیس جمهور جلسه داشتیم. طبیعتا منشأ تصمیم ایشان برای انتخاب من هم برمی گشت به این شناخت ها. ایشان خیلی گشته بودند تا یک وزیر جوان برای کابینه انتخاب کنند. پس از معرفی من توسط آقای واعظی، آقای روحانی به من گفتند دنبال جوان برای کابینه می گشتم و گزینه‌ای که روی میز داشتم و خودم میشناختمش و می دانستم تجربه دارد و می تواند کار را از پیش ببرد فقط شما بودی.»

گفتم پس از معرفی شما به عنوان وزیر پیشنهادی به مجلس، فکر می کنید چرا تعداد رأی اعتماد مجلسی‌ها به شما این قدر پایین بود؟ باز هم با جزئیات، راوی ماجراشد. گفت: «سه طیف مخالف وزیر شدن من بودند. یک طیف اصلاح طلبان بودند چون خودشان برای این وزارتخانه گزینه داشتند. از طرف دیگر من را هم نمی شناختند و شناخت‌هایی هم که به آنها منتقل شده بود نادرست بود و
اولین جلسه‌ای را که برای تغییر و تحولات گذاشته شد آقای جهانگرد اداره می‌کرد. من به عنوان مدیرکل سازمان زیرساخت در آن جلسه شرکت کردم و با آقای جهانگرد درگیری لفظی تلخی پیدا کردم. آقای جهانگرد از آن جلسه یک گزارش برای آقای واعظی برد و گفت که این بچه پررو در جمع جواب من را این طور داده. اما آقای واعظی، انصافا برعکس فضاسازی که برخی دوستان علیه ایشان می کنند، در این موضوعات آدم پخته‌ای است و زود قضاوت نمی‌کند
بر اساس آن من را یک آدم تند امنیتی می‌دانستند. یک طیف هم اصول‌گرایان نزدیک به برخی نهادهای امنیتی بودند که جنس مخالفت آنها به درگیری های صنفی برمی گشت که می گفتند وزارت ارتباطات اگر دست یک آدم باسابقه امنیتی باشد تعامل ما خیلی سخت‌تر است تا این که دست یک آدم سیویل و فنی باشد. آنها هم به سابقه من در وزارت اطلاعات استناد می کردند و می گفتند با مهندس می‌شود ساخت اما با امنیتی نمیشود تعامل کرد. یک عده هم بودند که می گفتند این وزارتخانه را نمی شود بدهیم دست یک بچه.» ناخودآگاه به جای کلمه بچه که به کار برده بود گفتم «جوان» که خندید و گفت: «جوان نه، بچه!» و بیشتر خندید. بعد هم گفت: «فضای افکار عمومی درباره من به شدت منفی بود. بعضا رقابتهای درونی خود وزارت خانه هم به بیرون منتقل می شد و تأثیر می گذاشت. اما در نهایت عاملی که باعث شد من در مجلس رأی بیاورم همین عامل جوانی بود. کسانی که پشت من ایستادند با این استدلال بود که باید اعتماد کنیم و تحولی به وجود بیاوریم. ضمن این که در کمیسیون ها که می رفتم و به سؤالات که جواب میدادم نمودار مخالفت ها پایین می آمد.» گفتم شما وزیر شدید و آسمان هم به زمین نرسید اما چرا فقط شما یک نفر و چرا چند وزیر جوان نداریم؟ این جمله آخر را محض گلایه گفتم اما آقای وزیر برای آن جواب داشت. گفت: «در منطق اقتصادی می گویند وقتی یک استارت آپ بنا می شود یک مخاطره به اسم تلۂ بنیان گذار تهدیدش می‌کند. این دلبستگی مثل دلبستگی پدر و مادری است که بچه شان به سن بیست سالگی رسیده اما آنها همچنان او را بچه می دانند. اگر مطالعه کنید می بینید شرکت های زیادی در گیر تله بنیان گذار شدند و سقوط کردند. این یک دلیل مهم بها ندادن به جوانان است. کسانی که انقلاب کردند یا کسانی که جریان اصلاحات را به وجود آوردند و حالا این جریان را رسانده اند به این جا، احساس می کنند خودشان بهتر از دیگران می توانند امور را اداره کنند. مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی تهیه کرده درباره ریشه یابی این که چرا در کشور ما مسئولیت ها را واگذار نمی‌کنند. تحلیل گزارش ظاهرا این است که در دنیا دو نوع امتیاز برای مدیران وجود دارد: یک امتیاز مالی و یک امتیاز اجتماعی. مثلا وقتی اوباما از کار کنار می رود حقوقش کم می شود اما امتیازات اجتماعی اش همواره پابرجاست. در کشور ما افرادی که قبلا در مسئولیت بودند از امتیاز اجتماعی برخوردار نمی شوند، تازه طرف که از مسئولیت کنار می رود پرونده های دیوان محاسبات برایش تشکیل می شود و سازمان بازرسی صدایش میزند و کسانی که در زمان مسئولیتش از او ناراحت بودند سراغش می آیند و دستی به سر و رویش می‌کشند! لذا او هم تلاش می‌کند خودش را حفظ کند و میز را رها نمی‌کند.»

گفتم حالا که گذشت اما هیچ وقت برنامه ریزی کرده بودید که یک روز وزیر شوید؟ با عجله جواب نداد. یکی- دو قاشق سالاد خورد و بعد خیلی بی‌تفاوت گفت: «تا روزی که آقای روحانی صدایم کرد اصلا چنین تصوری نداشتم. اگر قرار بود برای وزیر شدن برنامه ریزی داشته باشم که می‌رفتم عضو گروه‌های سیاسی می شدم.»
گفتم فکر هم نمی کردید که یک روز وزیر می‌شوید؟ از آن بی‌تفاوتی قبل در آمد و بعد گفت: «برایم رؤیا نبود که یک روز وزیر شوم.» پرسیدم یعنی می‌خواهید بگویید آدم بلند پروازی نیستید؟ گفتم حضور پررنگ و زیاد شما در فضاهای اجتماعی نافی این حرفتان است. این بار جدی جوابم را داد و گفت: «من این افق را که یک روز پست مهمی بگیرم و وزیر و وکیل شوم هیچوقت نداشتم اما هرجایی که بودم تلاش کردم کارم را درست انجام دهم.» بعد هم به شوخی درباره پرسش آخرم گفت: «ما نفهمیدیم آخر که مردمی بودن خوب است یابد.»

آقای وزیر کاسه سالاد را هم تمام نکرد، آن را کنار گذاشت و با شربت سکنجبین مشغول شد. خیارهای رنده شده داخل شربت را با قاشق می خورد. هیچ جنب وجوشی هم توی صندلی نداشت اما حواسش همه جا بود. به آقای وزیر گفتم جوانی شما آن روز خودش را نشان داد که لیست دریافت کنندگان ارز برای گوشی تلفن همراه را اعلام کردید. گفتم با جسارت خودتان این تصمیم را گرفتید یا این که با رئیس جمهور هم مشورت کردید؟ باز هم جواب سوالم را با تعریف جزئیات داد؛ آن هم با جمله بندی‌های شمرده شمرده. گفت: «دو هفته قبل از آن اتفاق در جلسه دولت گفتم که عده ای ارز دولتی می‌گیرند و گوشی تلفن وارد می‌کنند و الآن دارند همان گوشی را با ارز هشت هزار تومانی در بازار می فروشند. در همان جلسه دولت پیش بینی کردم که این کار به درگیری در بازار می رسد. منتها در آن جلسه بحث تبدیل شد به دو قطبی موافقان و مخالفان ارز ۴۲۰۰ تومانی و موضوع صحبت من فراموش شد.» پرسیدم شما از موافقان ارز ۴۲۰۰ تومانی بودید یا مخالفان آن؟ که گفت: «من چه قبل و چه حالا با ارز ۴۲۰۰ تومانی مخالف هستم، اما این نظر شخصی من است و ربطی به موضع ام به عنوان وزیر دولت ندارد. من هم در نهایت باید نظر دولت را پیگیری کنم. اما تیم اقتصادی دولت که اعتقاد به ارز ۴۲۰۰ تومانی داشت هم استدلال های محکمی برای آن برمی شمرد.» تأثیر شیرینی شربت سکنجبین بود یا یک سرماخوردگی مزمن شده، هرچه بود شروع کرد به سرفه های پشت سر هم. سؤالی نکردم تا مجبور به حرف زدن نشود، اما قاطی سرفه هاخودش شروع کرد به حرف زدن و باقی داستان افشاگری درباره لیست ارز را تعریف کرد: «در جلسه بعدی هیئت دولت اعتراض کردم به این که اختصاص ارز در بانک مرکزی شفاف نیست. آن جا من درخواست کردم اگر ارز ۴۲۰۰ تومانی میدهید لیستش را اعلام کنید. گفتم این یک رانت است و فردا دولت متهم به فساد می‌شود. آقای روحانی گفتند حرف جهرمی درست است و این اتفاق بیفتد و همه اسامی منتشر شود.»

پرسیدم این درخواست آقای روحانی در هیئت دولت مخالف هم داشت که گفت: «رویکردها مختلف بود. یک وزارت خانه گفت من قیمت بازار را کنترل می‌کنم و کاری به ارز من نداشته باشید. یک وزارت خانه گفت بازار به هم می ریزد و شما با این کار به جنگ بخش خصوصی می روید. ماجرا ادامه داشت تا جلسه بعدی دولت که روز یکشنبه‌ای بود. من وسط جلسه دولت بیرون رفتم و گوشی ام را چک کردم و دیدم علاءالدین شلوغ شده. برگشتم داخل جلسه و به آقای روحانی گفتم همان پیش بینی که کردم اتفاق افتاد. همان جا گفتم آقایان وزرا اجازه ندادند و اگر شما اجازه بدهید من لیست‌هایی را که خودم دارم منتشر کنم. ایشان هم گفت با مسئولان مربوطه هماهنگ کن. به آقای سیف گفتم، ایشان گفت ما خودمان منتشر می کنیم و من هم به شوخی گفتم اگر می خواستید تا الآن منتشر کرده بودید. آقای کرباسیان هم آنجا بود و گفت به نظر من شما منتشر کن. من از دولت بیرون آمدم و رفتم بازار موبایل چارسوبین مردم و همان جا گفتم که تا شب لیست را منتشر می‌کنم و همین کار را هم کردم.»

گفتم چرا آقای روحانی با جدیت به زیر مجموعه خودشان دستور ندادند لیست دریافت کنندگان ارز دولتی را اعلام کنند؟ لبخند روی لبش را کج کرد و گفت: «شاید من آدم کم تجربه‌ای هستم. وزیری که مسئول حوزه خودرو است با خودش می‌گوید من اگر اطلاعات این حوزه را افشا کنم تمام طیف خودرویی کشور درگیر می‌شود. می‌دانید که بعد از انتشار آن لیست چه اتفاقی در بازار موبایل افتاد؟ یکی از فروشندگان به من گفت در فلان سازمان و فلان وزارت خانه به ما می گویند کاری سر بازار موبایل می آوریم که این بچه نتیجه کارهایش را بفهمد. بله! هنوز هم بازار موبایل قد راست نکرده.» پرسیدم اینها چه کسانی هستند؟ که گفت: «مافیاهایی که در اقتصاد کشور حضور دارند و ربطی به این و آن دولت هم ندارد.»

گفتم با این تجربه‌ای که پیدا کردید، احتمالا دفعه بعد چنین کاری نخواهید کرد و لیست افشانمی کنید؟ آهنگ صدایش تغییر نکرد اما باز هم کلماتش را با تأکید ادا کرد. گفت: «من ده بار دیگر هم پیش بیاید همین کار را می کنم و آن لیست را افشا می کنم؛ چون اعتقاد دارم که اگر بنایی اشکال دارد باید خراب شود و درست شود.» از روی شربت سکنجبین خیارهای رنده شده را جمع کرد و خورد. بعد هم تعلل کرد انگار که دارد برای گفتن یک حرف سبک سنگین می کند اما گفت: «چند روز قبل باهمسر و بچه‌هایم از سفر برگشته بودم که توی فرودگاه مهرآباد رفتم کیفم را از روی تسمه بردارم. یک خانم چادری جلو آمد و گفت شما آقای جهرمی هستی؟ گفتم بله. گفت این‌ها هم زن و بچه‌هایت هستند؟ گفتم بله. گفت امیدوارم خدا نابودشان کند! گفتم مشکلی وجود دارد؟ آن خانم دو تا بچه اش را نشان داد و گفت این بچه‌های من هستند و شوهرم به واسطه انتشار لیست واردکنندگان توسط شما توی زندان است. گفتم شما ناراحت‌اید و من هم خوشحال نیستم که همسر شما در زندان است اما اگر خلاف نمی‌کرد که زندان نمی‌رفت. گفت به او ظلم کرده‌اند. گفتم اگر به او ظلم شده که دیگر تقصیر من نیست. من از واقعیتی پرده برداشتم و اگر فکر می‌کنید ظلمی شده بروید آن را اعاده کنید. خلاصه، دو - سه تا بدوبیراه به من گفت و رفت.» گفتم این استهلاک روانی، فشارهایی که به شما وارد می شود، تهدیدها، شما را اذیت نمی‌کند؟ با اعتماد به نفس بالایی ابروهایش را در هم کشید و گفت: «نه اصلا.»

هادیان از سکوت پیش آمده استفاده کرد و گفت که وقت تمام است. اما آقای وزیر چیزی نگفت. با شربتش مشغول بود که من ماجرای پایین آوردن نرخ ارز از طریق شبکه های مجازی را یادش آوردم و
اجازه ندادیم هزینه‌ها در حوزه ارتباطات سه برابر شود اول از همه به اپراتورها گفتیم باید مدیریت هزینه را آغاز کنید البته نه با فشار به نیروی انسانی. گفتیم حق تعديل نیرو ندارید. سالانه هشتصد میلیارد تومان هزینه تبلیغات تلویزیونی است که گفتیم حق ندارید به تلویزیون پول بدهید و بزرگترین تبلیغ شما این است که تعرفه را برای مردم پایین نگه دارید
پرسیدم چرا در آن جنگ روانی شما پیشتاز شده بودید در حالی که واقعیت بازار ارز چیز دیگری بود؟ لیوان شربت را از جلوی دستش کنار گذاشت تا برای حرکت دستهایش فضای مانور داشته باشد. آهنگ صدایش هم تغییر کرد. برای دفاع از خودش یک کمی بلندتر حرف می‌زد؛ البته فقط کمی.

گفت: «در آن مقطع خیلی از تحولات بازار ارز با واقعیت همخوانی نداشت و روانی بود. من در توییت‌هایم نوشتم که با استفاده از ابزار فضای مجازی و با همدلی می‌توانیم قیمت را پایین بیاوریم. معنای همدلی هم این بود که به شایعات توجه نکنیم.» گفتم مگر واقعیت بازار را می‌توان با حرف و توییت درست کرد آقای وزیر؟ گفت: «همان فضای مجازی هم مؤثر بود. مردم از تحریم قبلی تجربه دارند؛ این که بخش زیادی از ارزش داراییشان را بابت بالا رفتن قیمت دلار از دست دادند. طبیعی بود که وقتی فرکانس دوباره تحریم آمد همه دنبال این بروند که نقدینگی‌شان را تبدیل کنند به چیزی که ارزشش را از دست ندهد. من تشویق می کردم که با استفاده از فضای مجازی، وضعیت روانی جامعه را خنثا کنیم.»

از اندازه وقتی که برای گفت‌وگوی ما تعیین کرده بودند یک ربع گذشته بود و برخلاف حلقه همراهان آقای وزیر که بیتاب رفتن بودند، خودش آرام و بدون استرس نشسته بود. آقای وزیر را دعوت کردم به نوشیدن چای که رد کرد و منتظر سؤالم شد. گفتم شما از توییتر فیلتر شده به عنوان رسانه خودتان استفاده می کنید. پرسیدم با این کار دارید تشویق به نافرمانی می‌کنید؟ این بار قبل از جواب دادن فکر کرد و بعد گفت: «شما چرا مجله‌ات را نمی بری در جمهوری آذربایجان پخش کنی؟ چون آنجا مخاطب ندارد. در کشور ما هم فعلا فضای مواجهه با افکار عمومی یا صداوسیماست یا فضای مجازی. صداوسیما که تکلیفش معلوم است. مخاطبینش هم معلوم هستند. وقتی مخاطب شما توی توییتر می‌چرخد و صداوسیما را نمی‌بیند، نمی‌شود که شما بروی و در برنامه بیست و سی جوابش را بدهی. وقتی می‌خواهی کار مؤثر رسانه ای کنی باید فضا را بشناسی. طبیعتا من به عنوان وزیر باید کارم را پرزنت کنم و اهدافم را پیش ببرم.» پرسیدم سؤال من مشخص بود آقای وزیر. اگر کار شما نافرمانی نیست پس چیست؟ که گفت: «مگر می‌شود شما کار کنی و به مردم گزارش ندهی؟ كما این که من پیگیری کردم و درخواست رفع فیلتر توییتر را هم امضا کردم و قانونا باید به آن رسیدگی شود که نمی شود.» گفتم توییتر که رفع فیلتر نمی شود اما اگر همین‌هایی هم که مانده‌اند فیلتر شوند واکنش شما چه خواهد بود؟ اشاره کردم به ماجرای فیلتر شدن تلگرام و گفتم آن روز شایعه شد که شما استعفا کرده اید و یک نصف روز هم خبر از شما نبود.

پرسیدم استعفا کرده بودید؟ گفت: «آن روز ساعت‌ها بحث سنگین داشتم اما این که گفته شده استعفا کرده بودم درست نیست. بناهم ندارم در این فضا کنار بکشم. اگر مسئله‌ای وجود دارد باید بتوانم حلش کنم.» این جمله آخر را با اعتماد به نفسی گفت که روی لحن حرف زدنش بار کرده بود. سؤال‌هایم افتاده بود روی دور تند تا از زمان عقب نمانم. گفتم درست است که بعد از اطلاع رسانی شما درباره پرتاب ماهواره پیام و ناکامی در پرتاب ماهواره، شورای عالی امنیت ملی مصوبه داد که برای پرتاب ماهواره بعدی یعنی ماهواره دوستی شما حق خبررسانی ندارید؟ واژه هایش را خیلی کشدار ادا کرد وقتی که گفت: «مصوبه شورای عالی امنیت ملی نبود، دبیرخانه آن در ماهواره اول یعنی پیام وظیفه اطلاع رسانی را بر عهده وزارت ارتباطات گذاشته بود و در پرتاب ماهواره دوم یعنی دوستی، از ما خواستند اظهارنظر نکنیم.» پرسیدم چرا؟ که گفت: «شاید از مدل اطلاع رسانی اولی خوششان نیامده بود.» گفتم ایرادش چه بود؟ حق به جانب گفت: «به نظر من هیچ ایرادی نداشت. حتی پیشنهاد من این بود که پرتاب ماهواره پیام را پخش زنده تلویزیونی بکنیم.»

پرسیدم می خواهید بگویید که آنها به اطلاع رسانی پسینی معتقدند و ش ما به اطلاع رسانی پیشینی؟ گفت: «من چیزی نمی گویم اما شاید این طور است. البته من نه می توانم خرده بگیرم و بگویم که اشتباه فکر می کنید و نه می‌توانم بگویم که من درست می گویم. حرف من این است که هر آزمایشی ممکن است خطا داشته باشد و همیشه هم بنا نیست به مردم بگوییم که ما در همان گام اول موفق هستیم. این طوری نمی توانیم برای خودمان اعتبار بسازیم. کافی است مردم ببینند که ماصادقانه برای پیشرفت تلاش می کنیم.»

پرسیدم حالا واقعا تلاش می کنید؟ که گفت: «من در حوزه خودم می‌توانم جواب دهم و شما را برای بازدید از پیشرفت‌های تکنولوژیک دعوت کنم تا خودتان از نزدیک ببینید.» گفتم این پیشرفت هایی که از آن می گویید در سایه نارضایتی مردم از معیشت روزانه گم شده و وضعیت هم که هر روز بدتر از دیروز است. دوباره گفتم شما در توییت های خودتان مدام از امیدی می‌گویید که مردم نشانه‌ای برای آن پیدا نمی‌کنند. حرفم را قطع کرد و گفت: «من در توییتهایم فقط فضای کار خودم را منتقل می کنم و تلاش هم نمی کنم کار مصنوعی بکنم.» گفتم شما عضو مجموعه بزرگتری به نام دولت هستید و در چارچوب آن دیده و قضاوت می‌شوید. پرسیدم گفتاردرمانی یا توییتردرمانی برای وضعیت امروز ما جواب میدهد؟ با لحن همدلانه ای گفت: «من هم می دانم که وضع اقتصاد مردم غیرقابل قبول و غیرقابل تحمل است. اما نباید فضا را ناامیدانه تعبیر کنیم و بگوییم امیدی در مردم وجود ندارد. من نمی توانم بگویم این فضا سیاه است. اگر هر کسی کار خودش را خوب انجام بدهد خیلی از مشکلات پیش نمی‌آید.

یک مثال می‌زنم. یکی از چالش‌های بزرگ حوزه کار ما همین تغییر نرخ ارز بود. هفتاد درصد هزینه‌های یک اپراتور ارزی است و صددرصد درآمدش ریالی. وقتی ارز سه برابر شد، اپراتور هم که یک بنگاه اقتصادی است دچار مشکل شد. پس ما هم با چالشی که همه صنایع درگیرش شدند مواجه شدیم ولی اجازه ندادیم هزینه ها در حوزه ارتباطات سه برابر شود. تشکیل جلسه دادیم، پلان ریختیم و نقشه عملیاتی درآوردیم. اول از همه به اپراتورها گفتیم باید مدیریت هزینه را آغاز کنید البته نه با فشار به نیروی انسانی. گفتیم حق تعديل نیرو ندارید. سالانه هشتصد میلیارد تومان هزینه تبلیغات تلویزیونی است که گفتیم حق ندارید به تلویزیون پول بدهید و بزرگترین تبلیغ شما این است که تعرفه را برای مردم پایین نگه دارید. ما موفق شدیم کنترل هزینه کنیم. پس اگر من به عنوان یک الکترون در این مدار کارم را درست انجام میدهم بقیه هم می توانند.» خندیدم و گفتم این حرف شما را باید رونوشت کنیم به دیگر وزرا و مسئولین.

آقای وزیر برای رفتن نیم خیز شد اما هنوز چندتایی سؤال داشتم که از او بپرسم. گفتم شما که روحیه اکتیوو فعالی دارید بگویید این درست است که برخی درباره آقای روحانی می گویند او یک رئیس جمهور خسته است و آن طور که باید وقت نمی گذارد؟ از در شوخی درآمد و گفت: «من دولتی هستم و باید به جای جواب دادن به این سؤال بگویم سوال بعدی...». گفتم سؤال بعدی من هم همین است. جدی شد و گفت: «این را که می‌گویند آقای روحانی وقت نمی‌گذارد و کار نمی‌کند و حضور ندارد، من ندیدم.» پرسیدم دسترسی شما به ایشان راحت است؟ که گفت: «بله. من هر وقت کار داشتم چه تلفنی و چه حضوری توانسته‌ام با ایشان صحبت کنم. اما سبک مدیریت آقای روحانی شاید به گونه‌ای است که بر اساس اخذ نظر جمع است و شتاب زده نیست.
برخی مدیران سریع و پشت سر هم تصمیم می گیرند. اما اگر من موضوعی را نزد آقای روحانی ببرم و ایشان را توجیه کنم، این طور نیست که ایشان هم بگوید بروید انجام دهید. ایشان معمولا می‌گوید مسئله شما با وزارت فلان هم ارتباط دارد و نظر وزیر مربوطه را هم بگیرید. طبیعتا این مدل تصمیم گیری موجب کندی کار می شود و ربطی به کند بودن فرد یا عدم حضور فرد ندارد.» پرسیدم شما با این شیوه راحت اید؟ که گفت: «این که این مدل خوب است یا بد حرف دیگری است. من خودم طرح نوآفرین را که می تواند در اشتغال حوزه آی تی تحول ایجاد کند، شش هفت ماه پیش به دولت بردم اما به دلیل مخالفت بدنه کارشناسی دو وزارتخانه دیگر همچنان به جمع بندی نرسیده ایم.» بعد از نیم ساعت اضافه اقای وزیر از پشت میز بلند شد. کاپشنش را از روی صندلی برداشت و توی دستش نگه داشت.

توی همان حال پرسیدم دوست دارید رئیس جمهور شوید؟ موبایلش را از روی میز برداشت و گذاشت توی جیب شلوارش و حرفی نزد. دوباره پرسیدم. دستش را روی میز گذاشت، به من و رضا نزدیک‌تر شد و گفت: «چهار بار به این سؤال جواب دادم و هر بار که جواب دادم بدتر شد.» گفتم پس رد نمی کنید؟ که گفت: «نشست و برخاست‌های گروه‌های سیاسی و ژست های انتخاباتی معلوم است. کسانی که برنامه انتخاباتی دارند چارچوب ها و یارکشی‌هایشان مشخص است. شما به عنوان فعال سیاسی وزن آقای جهرمی را این وسط در کدام یک از این سبدها تعریف می‌کنید؟ هیچکدام. مگر این که...». برگشت سمت در و پله‌ها را به دو رفت تا توی حیاط. وقتی برای چندتا عکس توی حیاط ایستاد، رضا از او پرسید مگر این که چه؟ خندید و گفت: «بگذریم.» با روی خوش خداحافظی کرد، سوار ماشین وزارت‌خانه شد و رفت.

مشاهده
رئیس پلیس راهور ناجا در جمع خبرنگاران: بیش از ۱۰ میلیون همیار و ۸۰۰ هزار نفر پلیس‌یار راهور داریم

رئیس پلیس راهور ناجا گفت: امروز در کشور بیش از ۱۰ میلیون، همیار و ۸۰۰ هزار نفر پلیس‌یار راهور داریم که پلیس راهور ناجا را همراهی می‌کنند.

به گزارش خبرنگار مهر، سردار کمال هادیان‌فر صبح امروز در همایش سراسری «همیاران پلیس» در جمع خبرنگاران اظهار کرد: نقش همیاران پلیس بیش از ۱۸ درصد در کاهش تصادفات مؤثر بوده است.

وی افزود: یعنی در طول ۱۳ سال از سال ۸۴ تاکنون که در کشور بیش از ۴۰۰۰ نفر همیار پلیس در جاده داشتیم، امروز تعداد همیاران ما به بیش از ۱۴ هزار همیار رسیده است.

سردار هادیان‌فر تصریح کرد: تأثیر بسزای کاهش ۱۸ درصد تصادفات با همکاری همیاران پلیس در کشور قابل رؤیت است.

رئیس پلیس راهور ناجا گفت: امروز در کشور بیش از ۱۰ میلیون، همیار و ۸۰۰ هزار نفر پلیس‌یار راهور داریم که پلیس راهور ناجا را همراهی می‌کنند.

وی بیان کرد: امیدوار هستیم با برنامه‌ریزی خوبی که در این مدرسه و مدارس دیگر انجام شده است (هماهنگی طرح همیاران پلیس) که البته به شکل نمادین است (۷۵۰ مرکز) که در آن طرح همیاران پلیس برگزار می‌شود.

سردار هادیان فر ادامه داد: متأسفانه در نوروز ۹۷، بیش از ۱۳۰۰ کشته بر اثر تصادفات جاده‌ای کشور داشته‌ایم که نسبت به سال گذشته، تقریباً ۱۸.۵ درصد افزایش داشته است.

رئیس پلیس راهور ناجا اظهار کرد: عمده علت تصادفات، عدم توجه به جلو، سرعت و سبقت غیرمجاز، خواب‌آلودگی و خستگی رانندگان بوده است که در راستای کاهش تصادفاتی که عاملشان این عوامل است، ما مکرراً توصیه می‌کنیم به نکات ایمنی و راهنمایی و رانندگی دقت کنند.

به گفته وی، بیشتر تصادفات در مرز ۳۰ کیلومتری شهرها رخ می‌دهد.

سردار هادیان فر خاطرنشان کرد: طی جلساتی که با وزیر راه در ناجا برگزار شده، برنامه‌های بسیار جدی برای کاهش نقاط حادثه‌خیز جاده‌ها و شهرها در نظر گرفته شده و امیدواریم تا قبل از شروع سال جدید، این نقاط به حداکثر ممکن برسد ولی ما معتقد هستیم که اصلی‌ترین عامل تصادف، عامل انسانی است یعنی اگر راننده از سرعت مطمئنه استفاده کند، شتاب در حرکت نداشته باشد، به روبرویش، توجه و قوانین را رعایت کند، تصادفات کاهش چشمگیری خواهد داشت.

وی در ادامه افزود: خواسته ما از دولت محترم این است که با توجه به دغدغه‌ها و نگرانی‌های اصلی مردم و مقام معظم رهبری و مسئولین کشور و ریاست محترم جمهوری بحث تصادفات و تلفات جاده‌ای است که ما متأسفانه امسال نسبت به سال گذشته تقریباً ۱۶۰ نفر بیشتر در جاده‌های کشور بر اثر تصادف جان خود را از دست داده‌اند.

هادیان‌فر با بیان اینکه هشت دهم درصد افزایش تلفات در سال گذشته داشته‌ایم ادامه داد: دولت با پشتیبانی‌های جدی و در واقع با حمایت از سایر دستگاه‌های وزارت رفاه و وزارت بهداشت و یک برنامه جدی برای کاهش تلفات و تصادفات داشته باشیم ما نیازمند این حمایت‌ها هستیم.

رئیس پلیس راهور گفت: یکی از دغدغه‌های جدی ما که در واقع در کشورهای توسعه یافته است افزایش تصادفات و در واقع تلفات جاده‌ای هست. این برای نظام جمهوری اسلامی خوب نیست که سالانه بیش از ۱۴ هزار نفر در جاده‌های کشور بر اثر تصادف فوت کنند و ۳۱۵ هزار نفر مجروح شوند و بخش زیادی از این افراد گذشته از اینکه خانواده‌های آنها از هستی ساقط می‌شوند بیشتر منتج به معلولیت‌های دائمی می‌شوند به همین خاطر امیدواریم دولت محترم کمک سایر نهادها بتوانیم این تصادفات و تلفات را کاهش بدهیم.

وی ادامه داد: نظارت‌های هوشمند و سیستمی را باید افزایش بدهیم. ما خیلی به دنبال اصطکاک بین پلیس و مردم نیستیم. خیلی به دنبال جریمه کردن نیستیم امیدوارم کمپین‌های دراین‌باره درست شود تحت عنوان روز بدون کشته، روز بدون تصادف، روز بدون حادثه.

هادیان‌فر گفت: ما تقریباً ۴۶ درصد کشته شدگان در حین انتقال و بخشی هم در حین درمان از دست می‌روند. به همین منظور جلساتی فرمانده ناجا با رئیس اورژانس کشور و وزیر بهداشت داشته‌اند و پیش‌نویس تفاهم نامه‌ای را تنظیم کرده‌ایم. این خبر خوش را باید بدهم که وزیر بهداشت اراده دارند که این تفاهم نامه در کشور اجرایی شود که در واقع ما میزان خسارت در انتقال مجروحان تصادف و درمان آنها به حداقل ممکن برسد.

مشاهده
فیس‌بوک، اینستاگرام و واتس‌اپ ادغام می‌شوند!

ایتنا - ​​​​​​​مارک زوکربرگ به تازگی تأیید کرده است که شبکه‌های اجتماعی فیس بوک و اینستاگرام و پیام‌رسان واتس‌اپ به زودی ادغام خواهند شد.
فیس‌بوک، اینستاگرام و واتس‌اپ ادغام می‌شوند!

چندی پیش بود که خبری مبنی بر ادغام و یکپارچه شدن شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و اینستاگرام و اپلیکیشن پیام‌رسان واتس اپ در فضای مجازی منتشر شد که جنجال و سر و صداهای زیادی را به راه انداخت.

حالا به نقل از technews network خبر دیگری از سوی مارک زوکربرگ، مؤسس و مدیرعامل فیس‌بوک به تازگی منتشر شده است که نشان می‌دهد این خبر صحت داشته و در آینده‌ای نزدیک به واقعیت خواهد پیوست. این بدان معناست که هرچه سریع‌تر فیس‌بوک با شرکت‌های زیرمجموعه خود یعنی اینستاگرام و واتس‌اپ یکپارچه سازی و ادغام خواهد شد.

به گزارش ایتنا از ایسنا، در صورتی که این دو شبکه اجتماعی بزرگ با پیام‌رسان واتس‌اپ ادغام شوند، کاربران در هر کدام از این اپلیکیشن‌ها و شبکه‌های اجتماعی که عضو باشند، قادر خواهند بود به مخاطبانی که احیاناً در آن عضویت ندارند، پیام داده و ارتباط برقرار کنند.
به نظر می‌رسد که فیس‌بوک تصمیم گرفته است که شرکت‌های زیرمجموعه خود را بیشتر از پیش هماهنگ و یکپارچه‌سازی کند تا کاربران بتوانند از قابلیت‌های مشابه این سه اپلیکیشن بهره مند شده و ارتباطات بهتری را در این پلت‌فرم ایجاد کنند.

فیس‌بوک همچنین بر لزوم افزودن قابلیت امنیتی رمزنگاری پیشرفته سخن گفته و از این دو شرکت زیرمجموعه خود یعنی اینستاگرام و فیس‌بوک مسنجر نیز درخواست کرده است که فرایند محافظت از حریم خصوصی و اطلاعات شخصی کاربرانشان را تسهیل و بهبود ببخشند.

شرکت فیس‌بوک با در اختیار گرفتن و تصاحب شرکت واتس‌اپ در سال ۲۰۱۴، ۱۹ میلیارد دلار کسب کرد و از آن زمان تاکنون نیز با معرفی و افزودن قابلیت‌های جدید بدنبال جذب و حفظ طرفداران این پیام‌رسان محبوب بوده است. طبق تازه‌ترین آمار منتشر شده در ژانویه ۲۰۱۸، پیام‌رسان واتس‌اپ هم اکنون میزبان حدود ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون کاربر فعال در ماه است.

بر اساس گزارش وب سایت the verge، اپلیکیشن پیام‌رسان واتس‌اپ که یکی از محبوب‌ترین و پرطرفدارترین پیام‌رسان‌های جهان است نیز از قابلیت Encryption End- تو آخر یا رمزنگاری پیشرفته پشتیبانی می‌کند و از پروتکل‌های پیشرفته‌ای برای حفظ حریم شخصی کاربرانش برخوردار است. این اپلیکیشن که برای تمامی سیستم‌های عامل اندروید، iOS و ویندوز قابل استفاده است، در سال ۲۰۱۶ میلادی لقب پرکاربردترین پیام‌رسان جهان را گرفت. واتس‌اپ از آن جهت ضریب امنیت سایبری بالایی دارد که مکالمات و اطلاعات مبادله شده میان کاربران و مخاطبان به صورت کامل محافظت شده بوده و مکالمات و اطلاعات شخصی و خصوصی آن‌ها از سوی نهادهای دیگر قابل رصد و ردگیری نخواهد بود.

مشاهده
دیپلمات کره شمالی پس از شکست مذاکرات با آمریکا راهی مسکو شد

مسکو - ایرنا - سفارت روسیه در پیونگ یانگ چند روز پیش از مذاکرات ناموفق آمریکا و کره شمالی در ویتنام از سفر معاون وزیر امور خارجه کره شمالی به روسیه برای رایزنی با همتایان روس خود خبر داد.
دیپلمات کره شمالی پس از شکست مذاکرات با آمریکا راهی مسکو شد
به گزارش ایرنا، سفارت روسیه در کره شمالی روز دوشنبه در فیس بوک خود نوشت: «ایم چون ایل» معاون وزیر امور خارجه کره شمالی از طریق هوایی و بندر ولادی واستوک عازم روسیه شده است.
در این گزارش آمده است: هدف اصلی از این سفر دیدار معاون وزیر خارجه کره شمالی از روسیه و رایزنی با ایگور مورگولوف معاون وزیر خارجه روسیه است.
معاونان وزرای خارجه روسیه و کره شمالی، اقدامات و نتایج همکاری های دو کشور در سال 2018 را جمع بندی خواهند کرد.
گفتنی است، 17 ماه مارس جاری هفتادمین سالروز امضای موافقت نامه همکاری های اقتصادی و فرهنگی بین کره شمالی و شوروی سابق و روسیه امروزی است.
مورگولوف و ایم چون ایل در این سفر قرار است درباره تبادل هیات های دو کشور گفت وگو و تبادل نظر کنند.
اداره اطلاعات و اخبار وزارت خارجه روسیه پیشتر اعلام کرده بود که معاونان وزرای خارجه روسیه و کره شمالی روز 14 ماه مارس (پنجشنبه آینده) در مسکو دیدار می کنند.
روسیه و کره شمالی در خاور دور همسایه هستند و در عرصه های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند.
روابط و همکاری های دو کشور در سالهای اخیر تحت تاثیر تحریم های شورای امنیت و نیز برخی تحریم های یکجانبه آمریکا قرار گرفته و محدود شده است.
در زمان حاضر هزاران کارگر کره شمالی در روسیه مشغول به کار هستند و آمریکا از کرملین خواسته که آنان را اخراج کند.
روسیه از حل و فصل سیاسی و دیپلماتیک مساله هسته ای شبه جزیره کره با فرمت مشارکت همسایگان کره شمالی حمایت می کند حال آنکه آمریکا پس از روی کار آمدن ترامپ به دنبال حل و فصل مناقشه به صورت مستقیم و دوجانبه (آمریکا و کره شمالی) با پیونگ یانگ بوده است.
اروپام*391*1346**

انتهای پیام /*

مشاهده
طاهری: دربی را می‌بریم و به بالای پرسپولیس خواهیم رفت

بیژن طاهری مربی استقلال پیش‌بینی کرد این تیم دربی پیش رو را برده و صدرنشین خواهد شد.

به گزارش ایلنا، بیژن طاهری مربی استقلال پیش‌بینی کرد این تیم دربی پیش رو را برده و صدرنشین خواهد شد. با طاهری درخصوص شرایط این روزهای استقلال و همچنین بازی پیش رو مقابل العین امارات همکلام شدیم.

این روزها استقلال در لیگ شرایط بسیار خوبی دارد.

خدا را شکر شرایط تیم خیلی خوب است. بچه‌ها به یک هماهنگی خوبی دست پیدا کرده‌اند و تمام تلاش‌مان این است که بتوانیم همین روند خوب‌مان را حفظ کنیم. بچه‌ها اهمیت بازی‌ها را می‌دانند و در هر بازی تلاش می‌کنند هم پیروز شوند و هم رضایت هواداران را جلب کنند.

فکر می‌کنید چه عواملی باعث شد که استقلال این همه متحول شود؟

خب ما در نیم‌فصل اول چند بازیکن آسیب دیده داشتیم که آنها به شرایط مسابقه بازگشتند. ایسما، منشا و پاتوسی به تیم اضافه شدند. تمرینات بهتر و منظم‌تر شد و همین که رقابت در تیم بیشتر شد.

با اختلاف 2 امتیازی به صدر جدول رسیده‌اید؟

همان موقع که ما 10 امتیاز از سایر رقیبان عقب بودیم امیدوار بودیم که با توجه به اتفاقات لیگ، شرایط‌مان بهتر خواهد شد. می‌دانید که بازی‌ها در نیم‌فصل دوم سخت‌تر می‌شود. رقبا با یکدیگر بازی دارند و امتیازها به هم نزدیک است. خدا را شکر که توانستیم طرفداران‌مان را به لیگ و جدول امیدوارتر کنیم.

به نظرتان چه زمانی می‌توانید به صدر جدول برسید؟

دربی را می‌بریم و بالای پرسپولیس قرار می‌گیریم. تمام تلاش و فکر بازیکنان این است که این اتفاق در فروردین ماه بیفتد زیرا هم توانش را داریم و هم بازیکنان خوبی در اختیار داریم.

اما در آسیا باخت بدی را مقابل الدوحیل قطر تجربه کردید؟

اختلاف ما با تیم قطری 3 گل نبود. اما باید قبول کنیم تیم‌های آسیایی در حال پیشرفت هستند و می‌بینید که همین تیم‌های قطری حتی از پارسال هم شرایط‌شان بهتر شده است.

با این صحبت‌ها می‌توانید العین را این هفته در آزادی شکست دهید؟

ما باید این کار را انجام دهیم. می‌دانیم کار سختی است اما به این پیروزی نیاز داریم. فصل گذشته هم دو بار مقابل این تیم بازی کردیم که هر دو بار به تساوی رسیدیم. درحالی که باید در امارات این تیم را شکست می‌دادیم.

شایعه شده رابطه مهاجمان استقلال با یکدیگر زیاد خوب نیست.

در استقلال چنین چیزهایی نیست. حتی اگر تمرین امروز ما را هم می‌دیدید، بازیکنان با یکدیگر در تمرین کری داشتند. رونالدو را هم که ببینید وقتی به او پاس ندهند، شاید ناراحت شود و عکس‌العمل نشان دهد. من خودم در استقلال ساکت‌ترین آدم بودم و در شرایط بازی دوست داشتم همیشه بهترین باشم.

مرتضی تبریزی این روزها به یک نیمکت‌نشین تبدیل شده است.

تبریزی در مقابل نفت مسجدسلیمان خیلی تلاش کرد و دوست داشت گلزنی کند. شفر ایده‌اش این است که به همه بازی می‌رسد و همه باید تلاش کنند که در ترکیب تیم قرار بگیرند. نمی‌شود که یک تیم را با 20 نفر به داخل زمین فرستاد.

محمدی‌مهر، روح‌الله باقری و میثم تیموری هم که اصلا بازی نمی‌کنند.

همان‌طور که گفتم به آنها هم بازی می‌رسد. آنها خیلی خوب تمرین می‌کنند و می‌‌دانند که بالاخره روزی هم نوبت آنها خواهد شد.

با فشردگی بازی‌ها چگونه کنار می‌آیید؟

تیم ما خسته است و تیم‌های دیگر هفته‌ای یک بار بازی می‌کنند اما ما به خاطر اینکه در آسیا بازی داریم باید هر چهار روز یک بار بازی کنیم. همین باعث شد که در دیدار مقابل نفت مسجدسلیمان به خیلی‌ها استراحت بدهیم.

مشاهده
پلیس راه البرز: مردم از سفرهای غیرضروری در جاده کرج-چالوس پرهیز کنند

کرج- ایرنا- کارشناس کنترل ترافیک پلیس راه البرز از مردم خواست با توجه به احتمال ریزش سنگ و سقوط بهمن، از سفرهای غیرضروری در محور کرج-چالوس خودداری کنند.
مردم از سفرهای غیرضروری در جاده کرج-چالوس پرهیز کنند
سروان مسعود خانجانی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: با توجه به نوسان دما، ریزش بهمن و سنگ در جاده کرج -چالوس دور از انتظار نیست.
وی اضافه کرد: اکنون بیشترین نقاط احتمال سقوط سنگ و بهمن در جاده کرج - چالوس، محدوده های دیزین تا کندوان و محورهای روستایی است که از ابتدای فصل پاییز تاکنون بیش از 22 فقره رخ داده است.
خانجانی خاطرنشان کرد: دو روز پیش براثر سقوط بهمن در محدوده روستای ولایت رود جاده کرج -چالوس یک نفر جان باخت.
به گفته وی، رانندگانی که قصد سفر به شهرهای شمالی کشور را دارند، از سایر محورهای ارتباطی و جایگزین بهره گیرند.
جاده گردشگری کرج - چالوس یکی از محورهای پردد و پرحادثه کشور است.
استان البرز دارای یک هزار و450 کیلومتر آزادراه، بزرگراه، راه اصلی و فرعی است که 18 درصد ترافیک جاده ای کشور مربوط به راه های این استان می باشد.
روزانه بیش از 220 هزار وسیله نقلیه در راه های استان البرز تردد می کنند.
انتهای پیام /*

مشاهده
با حضور برهم صالح رئیس جمهوری عراق؛ مراسم استقبال رسمی از روحانی در قصر السلام بغداد آغاز شد

بغداد - ایرنا - مراسم استقبال رسمی از دکتر حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران با حضور دکتر برهم صالح رئیس جمهوری عراق در محل قصر السلام (صلح) ریاست جمهوری این کشور آغاز شد.
مراسم استقبال رسمی از روحانی در قصر السلام بغداد آغاز شد
به گزارش ایرنا، در این مراسم پس از نواخته شدن سرود ملی دو کشور، رییسان جمهوری ایران و عراق از یگان تشریفات سان دیدند.
رئیس جمهوری اسلامی ایران صبح دوشنبه در راس یک هیات بلندپایه سیاسی و اقتصادی برای سفر رسمی سه روزه وارد بغداد شد.
دکتر روحانی به دعوت رسمی «برهم صالح» رییس جمهوری و 'عادل عبدالمهدی' نخست وزیر عراق و برای نخستین بار به عراق سفر می کند.
انجام سفر رئیس جمهوری اسلامی ایران به بغداد در پی موفقیت عراق در شکست داعش و برگزاری موفق انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت و حکومت فرافرقه ای در این کشور برای تبریک به ملت و دولت عراق و اعلام آمادگی ایران برای تداوم همکاری ها و حمایت از روند دموکراتیک و بازسازی این کشور صورت می گیرد.
خاورم*2**380*

انتهای پیام /*

مشاهده
تودیع و معارفه رؤسای پیشین و جدید قوه قضائیه


مراسم تودیع آیت‌الله آملی لاریجانی به عنوان رئیس پیشین قوه قضائیه و حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جدید این قوه، صبح دوشنبه (۲۰ اسفند) برگزار شد. رئیسی در بخشی از سخنرانی خود در این مراسم گفت: اجرای عدالت باید به گونه‌ای باشد که هیچکس در هیچ جایگاهی حق دور زدن قانون را نداشته باشد.

مشاهده
افزایش ۴۰۰هزار تومانی «حقوق‌»ها مشمول مستمری‌بگیران تامین‌اجتماعی می‌شود؟

زدا معاون سازمان تامین اجتماعی
سرپرست سازمان تامین اجتماعی درباره زمان تصویب و اعلام افزایش حقوق مستمری‌بگیران و بازنشستگان تامین اجتماعی در سال آینده اظهار کرد: قطعا مستمری‌ها افزایش خواهد یافت ولی چون شورای عالی کار باید برای حداقل حقوق و دستمزد تصمیم بگیرد، ما منتظر می مانیم و بعد از آن میزان افزایش مستمری‌ها را اعلام خواهیم کرد.

محمدحسن زدا در گفت‌وگو با ایسنا، در پاسخ به پرسشی درباره زمان تصویب و اعلام افزایش مستمری ها در سال آینده اظهار کرد: قطعا مستمری‌ها افزایش خواهد یافت ولی چون شورای عالی کار باید برای حداقل حقوق و دستمزد تصمیم بگیرد، ما منتظر می مانیم و بعد از آن میزان افزایش مستمری‌ها را اعلام خواهیم کرد.

وی افزود: هرساله قبل از پایان سال این اتفاق افتاده و امسال هم با توجه به پشتکاری که وزیر رفاه دارد و در حال پیگیری است، تصور می کنم قطعا همین روزها به نتیجه برسد.

سرپرست سازمان تامین اجتماعی درباره پیشنهاد تامین اجتماعی برای افزایش نرخ مستمری‌ها با توجه به حداقل دستمزد گفت: ما چون عضو شورای عالی کار نیستیم قطعا پیشنهادی نداشتیم.

زدا درباره افزایش ۴۰۰ هزار تومانی حقوق کارمندان و بازنشستگان در سال آینده گفت: آن ۴۰۰هزار تومان مربوط به بازنشستگان کشوری است و میزان افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی فقط با مصوبه شورای عالی کار معین می‌شود.

وی درباره افزایش حقوق به نسبت نرخ تورم نیز عنوان کرد: میزان افزایش برای حداقل بگیرها یک رقم و برای سایر سطوح یک رقم است. بعد از اعلام حداقل حقوق و دستمزد در شورای عالی کار، ما برای سایر سطوح درآمدی به هیئت وزیران پیشنهاد می‌دهیم.

انتهای پیام

مشاهده
کاردار سفارت سوریه در ایران: تعرفه تجاری ایران و سوریه به صفر می‌رسد/ اولویت مقامات سوری، بازسازی کشور از سوی ایرانی‌هاست

کاردار سفارت سوریه در ایران گفت: سوریه نیازمند ده‌ها میلیارد دلار سرمایه برای بازسازی است. ما از تمام شرکت‌های ایرانی در فرآیند بازسازی دعوت می‌کنیم.

به گزارش خبرنگار اقتصادی ایلنا، علی السید احمد کاردار سفارت سوریه در ایران در جلسه هم‌اندیشی تجار سوریه با اعضای اتاق تعاون ایران اظهار کرد: همانطور که می‌دانید ما به عنوان جمهوری عربی سوری و جمهوری اسلامی ایران در بازسازی خسارت‌ها شریک هستیم و خون شهدای ما در سوریه با هم درآمیخته است.

وی تاکید کرد: شایعاتی که در زمینه بهره‌برداران پس از جنگ سوریه وجود دارد را قویاً تکذیب می‌کنم این مسئله که بهره‌برداران از گروه‌ها و کشورهایی هستند که در جنگ تکفیری هم‌پیمان داعش بوده‌اند صحت ندارد. ما در تلاش هستیم تا روابط‌مان با ایران را که از دیرباز و پیش از جنگ وجود داشته تحکیم کرده و از این همکاری حمایت می‌کنیم.

السید احمد تصریح کرد: در حال حاضر سوریه نیازمند کمک است و ما از شرکت‌های ایرانی در بخش دولتی و خصوصی برای فعالیت در بازسازی این کشور دعوت می‌کنیم. سوریه نیازمند ده‌ها میلیارد دلار سرمایه برای بازسازی است. ما از تمام شرکت‌های ایرانی در فرآیند بازسازی دعوت می‌کنیم.

وی افزود: امروز دوره سوم از گفت‌وگوهای تجاری سوریه با ایران است، دوره اول آن در سال 2008 و دوره دوم آن در زمان سفر آقای جهانگیری با تیم تجاری ایران با سوریه بود که در این دیدار 18 تفاهم نامه در دمشق امضا شد که یکی از این توافقنامه‌ها در زمینه راه‌آهن بود که با وزارت مسکن بسته شد.

کاردار سفارت سوریه در ایران خاطرنشان کرد: ما در حال بررسی تاسیس و ایجاد راه دریایی و زمینی هستیم. راه فعلی از راه عراق و اردن است روابط اقتصادی دو کشور در حد روابط سیاسی آنها نیست و حجم این روابط بسیار کم است. وظیفه و نقش تجار دو کشور این است که این روابط را بالاتر ببرید.

وی افزود: مشکل تامین مالی صادرات، مشکلی جدی‌ای است ما به دنبال گشایش بانک‌های مشترک برای تبادل ارزهای محلی برای تجارت هستیم تا با ریال ایرانی و لیر سوری تجارت کنید. این حق ما است که تبادل اقتصادی را طبق خواست خودمان انجام دهیم.

السید احمد با اشاره به تعرفه‌های گمرکی اذعان داشت: در زمینه تعرفه‌های گمرکی ما تلاش می‌کنیم این تعرفه‌ها را از 4 درصد به صفر برسانیم و امیدواریم این کار رقم بخورد.

وی عنوان کرد: ایران درزمینه‌های اقتصادی، علمی و پژوهشی بسیار پیشرفته است و ما امیدواریم از تجارب موجود استفاده کنیم و مهارت‌های مشترک را بین دو کشور به اشتراک بگذاریم.

مشاهده
نگاهی به نشان‌های و نشانه‌های نظامیان در ایران

نشان نظامی
شب گذشته سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران شب گذشته مفتخر به دریافت نشان «ذوالفقار» از سوی فرماندهی کل قوا شد؛ نشانی که به عنوان عالی‌ترین نشان نظامی کشور محسوب می‌شود و برای نخستین بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به یکی از فرماندهان نظامی اعطا شد.

به گزارش ایسنا، کارکنان نیروهای مسلح با توجه به سوابق و عملکردشان در دوران خدمت مفتخر به دریافت نشان‌های تشویقی و نشانه‌هایی می‌شوند که بیانگر میزان تلاش و کوشش آنها در انجام وظایف و مسئولیت‌های محوله به آنهاست.

نشان‌ها
بر اساس تعاریفی که در آئین نامه‌های نیروهای مسلح آمده است، «نشان»، نمادی است که با تصویب فرماندهی کل قوا، بر اساس مقررات و به منظور قدردانی، تشویق و تقویت روحیه به خاطر «رشادت در جنگ» و «لیاقت و مهارت» به پیشنهاد ستاد کل نیروهای مسلح یا بنا به صلاحدید فرماندهی کل قوا به کارکنان نیروهای مسلح اعطا می‌شود. نشان‌های ذوالفقار، فتح، نصر، شفا، ایثار، جانبازی و شجاعت از نشان‌های تشویقی اعطا شده به سبب رشادت در جنگ و نشان‌های جهاد، سربلندی، لیاقت، هنر، دانش، رازی، ورزش از دیگر نشان‌های تشویقی است که به دلیل دارا بودن لیاقت و مهارت به کارکنان نیروهای مسلح اعطا می‌شود.

بر اساس آنچه که در آئین نامه‌ی مربوط به اعطای نشان در نیروهای مسلح آمده، پنج نشان ذوالفقار، فتح، نصر، شفا و هنر به کسانی تعلق می‌گیرد که ویژگی‌های زیر را دارا باشند:

ذوالفقار: این نشان، عالی‌ترین نشانی است که به عنوان تشویق به اشخاصی که در میدان جنگ با دشمنان خارجی از خود رشادت بروز می‌دهند، اعطا می‌شود. نشان ذوالفقار در دوران قاجار به تعدادی از فرماندهان نظامی اعطا شد. از بعد از استقرار جمهوری اسلامی در ایران تنها سرلشکر سلیمانی این نشان را دریافت کرده است.

فتح: این نشان به عنوان سپاسگزاری و قدردانی به کسانی اعطا می‌شود که خدمات بزرگ و ارزنده‌ای در طول جنگ از خود نشان داده‌اند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، صیاد شیرازی قاسم سلیمانی، محسن رضایی، محمدحسین باقری، سید یحیی رحیم‌صفوی، محمد پاکپور، علی شمخانی، علی فدوی و حبیب‌الله سیاری از جمله افرادی هستند که مفتخر به دریافت این نشان شده‌اند.

نصر: نشان نصر به پاس خدمات و پشتیبانی به نیروهای مؤثر در خدمات رزمی، فعالیت‌های پشتیبانی، ایثارگران، جانبازان تعلق می‌گیرد. حسن روحانی به دلیل مسئولیت ستاد پشتیبانی جنگ از رهبر معظم انقلاب شایسته دریافت نشان درجه یک نصر شناخته شد.

شفا: شفا نشان افتخار ویژه نیروهای مسلح است که برای امدادگرانی که به منظور حفظ جان نیروهای رزمنده خود را به خطر انداخته‌اند تعلق می‌گیرد.

هنر: نشان هنر یکی از نشان‌های افتخار در جمهوری اسلامی ایران است که برای تشویق فعالیت‌های کارکنان نیروهای مسلح در این زمینه تعلق می‌گیرد. سورنا ستاری فرزند منصور ستاری فرمانده سابق نیروی هوایی ارتش به دلیل طراحی هواپیمای آذرخش مفتخر به دریافت این نشان نظامی شده است.

نشانه‌ها
کارکنان نیروهای مسلح همچنین به دلیل گذراندن دوره‌های عملی و علمی، مفتخر به دریافت نشانه‌هایی تخصصی می‌شوند که عبارتند از:

نشانه‌های تحصیلات عالی نظامی: دوره فرماندهی و ستاد و دوره علوم استراتژیک.

نشانه‌های دوره‌های ویژه: دوره مقدماتی، دوره تخصصی، دوره عالی و دوره سرپرستی.

دوره‌های دانشگاه افسری: دوره آموزشگاه نظامی، دوره اول دانشگاه افسری، دوره دوم دانشگاه افسری و دوره سوم دانشگاه افسری.

نشانه‌های تحصیلات عالی غیرنظامی: کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری.

انتهای پیام

مشاهده
چالش سبزه و نهال در میدان هفت‌سین

سنت سبز کردن گندم و حبوبات در ایام نوروز از دیرباز میان ایرانیان مرسوم بوده است اما چند سالی است به علت کمبود آب و برخی چالش‌های زیست محیطی پیشنهاداتی درباره کاشت نهال میوه به جای سبزه به گوش می‌رسد که به نظر جای تامل دارد.
چالش سبزه و نهال در میدان هفت‌سین
ایرانیان در آیین‌های باستانی برای هر جشن سفره‌ای پهن می‌کردند با انواع خوراکی؛ در این میان، نوروز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و نماد شاخص آن سفره «هفت‌سین» با هفت نوع خوراکی است که نامشان با حرف سین آغاز می‌شود و «سبزه» یکی از آنهاست.
شاید صفت زیباترین عضو هفت‌سین را بتوان به سبزه داد که با سبزی و طراوت خود رنگ دیگری به سال نو می‌بخشد.
نیاکان ما ایرانیان در آستانه نوروز، انواع دانه از جمله گندم، جو، برنج، لوبیا، نخود، عدس و ارزن را بر روی خشت‌های خاک رس، سبز می‌کردند و با توجه به رشد هر کدام از بذرها، متوجه می‌شدند که آب و هوای آن سال برای کشت کدام محصول مناسب است بنابراین آن بذر را به عنوان محصول سال انتخاب می‌کردند، آنها روز ششم فروردین، سبزه‌ها را می‌چیدند و به نشان برکت و باروری در تالارها پخش می‌کردند.
این رسم برای استقبال از نوروز و جای دادن سبزه در سفره هفت‌سین از دیرباز همچنان برجای مانده است و ایرانیان، رویش سبزه را در نوروز نشان تازه شدن زندگی و فصل رویش دانه‌‌ها می‌‌دانند که خود برکت زندگی است.
علاوه بر آیین‌های باستانی، نشانه‌های دینی نیز سبزه را نماد شادابی، سرسبزی و نشانگر زندگی بشر و پیوند او با طبیعت می‌داند، امام صادق (ع) می‌‌فرمایند: نگاه‌ کردن به سبزه چهره را نورانی و درخشان می‌‌کند، در واقع گیاه سبز از جمله سبزه و درخت موجب نشاط‌ آوری و شادابی روح و روان می‌شود.
اما مدرنیته که تمام جنبه‌های زندگی انسان‌ها را تحت تاثیر قرار داده، سری هم به هفت‌سین زده است و این سالها ایده‌های جدیدی برای چینش این سفره باستانی به گوش می‌رسد.
از سوی دیگر، نمی‌توان واقعیت‌ها را نادیده گرفت؛ امروزه زندگی تا حدود بسیار زیادی نسبت به زمان اجدادمان تغییر کرده است، آن روزها نه بحران آب وجود داشت و نه تهدیدهای زیست محیطی مطرح بود در حالیکه امروزه وضعیت آبی کشور به جایی رسیده که میزان آب مصرفی برای کاشت مثلا یک مشت گندم برای سبز کردن سفره هفت‌سین نیز اهمیت دارد.
بنا بر آمارهای موجود، برای یک کیلوگرم گندم به طور میانگین تقریبا هزار و 100 لیتر آب مصرف می‌شود البته این میزان به نسبت شرایط اقلیمی مختلف، متفاوت است چون ارزش آب از شمال تا جنوب و شرق تا غرب کشور متفاوت است از این رو چند سالی است پیشنهادات مختلفی مبنی بر استفاده نکردن از گندم برای سبزه و جایگزینی آن با نهال‌هایی مثل پرتقال یا نارنج مطرح می‌شود.

** سنت سبز کردن سبزه را حفظ کنیم
«حسین آخانی» استاد دانشگاه تهران و گیاه‌شناس، سبز کردن سبزه را سنتی بسیار خوب و محیط زیستی می‌داند و معتقد است: از آنجا که بسیاری از خانواده‌ها به علت زندگی شهری دیدن رویش گیاه را تجربه نمی‌کنند؛ این کار باعث می‌شود افراد به خصوص کودکان روند رشد گیاه را از نزدیک ببینند، به ویژه اگر خودشان آن را بکارند نه اینکه از بیرون سبزه بخرند.
وی افزود: چند سالی است دیده می‌شود که افرادی می گویند برای سبز کردن سبزه بهتر است به جای گندم و دیگر بذرها از نهال‌ میوه‌های مختلف از جمله مرکبات استفاده شود که ایده علمی و منطقی نیست، آنها این حرف را در راستای صرفه‌جویی آب و بذر مطرح می‌کنند اما باید بدانیم میزان برنجی که روزانه در ته بشقاب افراد باقی می‌ماند و دور ریخته می‌شود بسیار بیشتر از این است که مقداری بذر کاشته شود.
این گیاه‌شناس ادامه داد: ضمن اینکه کاشت بذر و سبزه یک نوع فرایندی است که به آن می‌گوییم «تَرسیب کربن»، یعنی اینکه سبزه می‌تواند مقداری از دی اکسید کربن (CO2) را جذب و به ماده آلی تبدیل کند بنابراین مخالفت با این کار منطقی به نظر نمی‌رسد و انجام آن بسیار هم پسندیده است.
آخانی گفت: اما مساله این است که افراد بعد از 13 به در (روز طبیعت) سبزه‌ها را در خیابان، جوی آب و دشت به حال خود رها و مانند پسماند با سبزه برخورد می‌کنند که این مساله با اولین باران موجب آب‌گرفتگی معابر می‌شود و هم اینکه چهره آن منطقه را نا زیبا می‌کند.
وی تاکید کرد: سبز کردن سبزه به خودی خود نه تنها مشکلی ندارد بلکه اگر از بذرها و گونه‌هایی استفاده شود که برای طبیعت مشکل‌ساز نباشند، به محیط زیست آسیب نزنند و به گونه‌ای وارد چرخه طبیعت شوند، کار بسیار پسندیده و نشاط آوری است.
استاد دانشگاه تهران تاکید کرد: فضای مجازی پر شده از یک سری حرف‌های غیر کارشناسی و گاه احساساتی، بارها گفته‌اند وقتی به بیابان می‌روید بذر در جیب داشته باشید و در طبیعت بریزید این افراد نمی‌دانند این یک کار غیر علمی و غیر عقلانی است.
وی ادامه داد: درباره سبزه سبز کردن نیز حرف‌های زیادی در فضای مجازی رواج یافته است اما شما سبزه بکارید و هم‌زمان نهالی هم در باغچه بکارید این دو کار با هم مغایرتی ندارد اما باید دقت داشته باشیم که هر نهالی در هر نقطه‌ای از کشور رشد نمی‌کند مثلا نارنج و پرتقال مناسب آب و هوای تهران نیست بلکه به جای آن می‌توانند انگور بکارند اما نباید سنت دیرینه سبزه سبز کردن را کم‌رنگ کنیم.
وی تاکید کرد: تاکید من بر این است که سنت ما حفظ شود و در کنار آن هر کسی هم خواست بذری بکارد مشکلی وجود ندارد اما باید دقت کنیم که بذر مناسب انتخاب شود و مثلا گیاه مهاجم و آسیب‌زا نباشد.
آخانی به شهروندان پیشنهاد کرد انواع بذر سبزی خوردن مانند شاهی را سبز کرده و در هفت‌سین قرار دهند و درصورت تمایل، بعد آن را مصرف کنند.
وی اظهار داشت: در بسیاری از کشورها افراد مقابل منازل خود باغچه دارند و با طبیعت به طور مستقیم در ارتباط هستند اما متاسفانه زندگی آپارتمان‌نشینی تحمیلی، این گونه فضاهای زیبا را از ما گرفته است بنابراین سبز کردن سبزه فرصتی خوب هر چند کوتاه برای نزدیک شدن به این فضاست پس بهتر است آن‌ را حفظ کنیم.
استاد دانشگاه تهران درباره میزان آب مصرفی برای کاشت سبزه گفت: میزان آبی که برای سبز کردن گندم و حبوبات در یک بشقاب استفاده می‌شود در نهایت یک لیوان آب است، بهتر است آن افرادی که معتقدند با این کار آب هدر می‌رود در حمام و یا دستشویی آب کمتری مصرف کنند.
وی تاکید کرد: آبی که در نهایت به سبزه تبدیل شود هدر رفت آب نیست، آبی هدر رفت است که وارد سیفون و فاضلاب شده و یا تبخیر می‌شود یا با آن حیاط منزل و حتی پیاده‌رو را جارو می‌کنند در واقع هزاران برابر آب مورد نیاز آن سبزه‌ای است که برای هفت‌سین سبز می‌شود.
آخانی گفت: اصولا آب، حق گیاه است اگر ما انسان‎ها با استفاده بی‌رحمانه آب را هدر می‌دهیم در واقع حق گیاه را گرفته‌ایم و اگر یک لیوان هم به گیاه بدهیم اتفاقی نمی‌افتد.
وی اظهارداشت: کاشت سبزه یک سنت بسیار محیط زیستی است و مخالفان با آن می‌توانند این کار را نکنند اما نمی‌توانیم سبزه را از مردم بگیریم، به نظر من عید نوروز فرصت بسیار خوبی برای آشنایی بیشتر مردم با محیط زیست است چون بهار و فصل رویش است و مردم در این فصل طبیعت‌گرایانه به سفر می‌روند.
آخانی گفت: استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی و کاهش مصرف کیسه‌های پلاستیکی که بلای طبیعت ما شده و حجم زیادی آب پنهان در خود دارد، منافعش بسیار بیشتر از نکاشتن سبزه است.

** بذرهای خوراکی جایگزین گندم و نهال
«احسان میرزایی» کنشگر محیط زیست نیز در این باره به خبرنگار علمی ایرنا گفت: کاشت نهال هیچ سنخیتی با سبزه سفره هفت‌سین و آیین باستانی نوروز ما ایرانیان ندارد، کاشتن نهال و درختکاری هر کدام مناسبت‌های خودشان را دارند که با توجه به اقلیم‌های متفاوت کشور در فصل خودش باید انجام شود؛ مثلا بعضی جاها نیمه‌های اسفند و برخی مناطق تا پایان فروردین و اردیبهشت فصل درختکاری است که می‌توانند از نهال استفاده کنند.
وی افزود: در متون مختلف ادبی آیینی ما ویژگی‌هایی برای سبزه معرفی کرده‌اند اینکه سبز، خوراکی، ریشه‌دار و دارای جوانه باشد، چون گندم هم راحت‌تر کاشته می‌شود و همه این ویژگی‌ها را دارد از این رو مردم به سبز کردن به گندم بیشتر رغبت دارند.
مدیر مسئول مجله گیچ ادامه داد: با توجه به افزایش جمعیت کشور و نیاز به واردات کالای استراتژیک گندم در دهه‌های اخیر، از سال 93 پویش «سبزی نوروز» راه‌اندازی شد، چون در گذشته بحث ردپای اکولوژیک مطرح نبود و یا کمتر مطرح بود، این پویش با هدف آشنایی بیشتر مردم با این مقوله راه‌اندازی شد.
وی افزود: بر این اساس میزان آب مصرفی برای سبز کردن یک کیلوگرم گندم را برآورد کردیم که بنابر اعلام سازمان‌های مرتبط ، برای یک کیلوگرم گندم به طور میانگین تقریبا هزار و 100 لیتر آب مصرف می‌شود البته این میزان نیز به نسبت شرایط اقلیمی مختلف متفاوت است چون ارزش آب از شمال تا جنوب، شرق تا غرب کشور تفاوت دارد.
میرزایی گفت: این مطالب را اطلاع‌رسانی کردیم تا مردم خود درگیر مساله شوند و بدانند که برای سبز کردن یک کیلوگرم گندم چه میزان آب مصرف می‌شود تا در روز 13 به در به راحتی سبزه‌ها را دور نریزند.
وی ادامه داد: بعد از شکل‌گیری این پویش از خرده‌فرهنگ‌های خود استفاده کردیم و پیشنهاد دادیم تا مردم به جای سبزه‌هایی که از چین وارد کشور می‌شود و یا گندم از سبزی‌های خوردنی مثلا شاهی استفاده کنند و خود را درگیر فرایند کشت و کشاورزی کنند.
این کنشگر محیط زیستی افزود: بر این اساس افرادی که با قبول پیشنهاد ما به این پویش بپیوندند، آموزش‌های لازم را در زمینه آب‌های خاکستری و پسماندهای تَر به آنها خواهیم داد تا بدانند که می‌توانند از آب خاکستری برای آبیاری باغچه و از پسماندهای تر کود تولید و برای پرورش گیاهان خانگی خود استفاده کنند.
وی تاکید کرد: طرح این پیشنهاد برای جایگزینی سبزه نوروز نبود بلکه برای اینکه بتوانیم از آیین‌های کهن خود در مقابل تغییرات اقلیمی و خشکسالی حفاظت کنیم، این کار را انجام دادیم تا به موازات نابسامانی‌های اقلیمی فرهنگ خود را نیز داشته باشیم و روحیه شادابی و نشاط را میان خانواده‌ها حفظ کنیم.
میرزایی گفت: همچنین از همراهان خود خواستیم که سبزه‌ها را روز 13 به در دور نیندازند بلکه در گلدان یا باغچه منزل خود بکارند تا در یک شرایط نور محیطی مناسب از آنها به عنوان سبزی خوردن که ارگانیک نیز است، استفاده کنند.
وی درباره استفاده نهال میوه به جای سبزه اظهار داشت: برخی پیشنهاد می‌دهند که از نهال درختی مانند پرتقال به جای سبزه استفاده شود در حالی که نهال یا درخت مرکبات بومی تهران، یزد، کرمان و نقاط دیگر کشور ما نیست مرکبات مخصوص آب و هوای شرجی و مرطوب است که در شمال یا جنوب کشور شاهد آن هستیم و اگر کسی چنین کاری انجام دهد نه می‌تواند نهال را منتقل کند و نه در شهر خود بکارد.
میرزایی گفت: همان نهال نیز به رسیدگی و نگهداری ویژه نیاز دارد در بحث پویش‌های درختکاری همواره به این موضوع تاکید می‌شود که اول درخت‌های بومی بکاریم، دوم اینکه فقط بحث کاشت نیست بلکه نگهداری نیز بسیار مهم است تا نهال پا بگیرد.
آنچه در این میان، اهمیت دارد اینکه با انتخاب درست، ضمن حفظ مولفه‌های محیط زیستی، سنت‌های باستانی خود را نیز حفظ کرده و رواج دهیم.
انتهای پیام /*

مشاهده
جانشین فرمانده ناجا در گفت‌وگو با ایلنا: بودجه انسداد مرزها را هنوز دریافت نکرده‌ایم

بودجه انسداد مرزها را هنوز دریافت نکرده‌ایم
جانشین فرمانده ناجا توضیحاتی را درباره عدم تخصیص بودجه مرزبانی ناجا ارائه کرد.

سردار ایوب سلیمانی (جانشین فرمانده ناجا) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره اظهارات فرمانده مرزبانی ناجا درباره عدم تخصیص بودجه مرزبانی گفت: در این خصوص با دو موضوع مواجه هستیم، نخست بودجه انسداد مرزها و دیگری بودجه فرماندهی مرزبانی نیروی انتظامی است. ناجا نیز مانند همه دستگاه‌ها که کمتر از میزان بودجه شان را دریافت کرده اند. بودجه فرماندهی را اگرچه کمتر از میزان تعیین شده دریافت کرده است. البته بنای دولت کمک به ناجا را در زمینه بودجه داشته است.

وی با تاکید براینکه در شرایط خاص جامعه باید برای نیروهای امنیتی توجه خاصی در خصوص بودجه قائل شوند، تصریح کرد: ما امسال نتوانستیم درصد قابل توجهی از بودجه‌مان را نه تنها درخصوص مرزبانی بلکه در همه بخش‌ها دریافت کنیم.

جانشین فرمانده ناجا خاطرنشان کرد: ما یک ردیف بودجه‌ای دیگری نیز دریافت می‌کنیم به نام بودجه انسدادمرزها که برای موضوعاتی مانند دیوارکشی در مرزها، سیم خاردار و ... هزینه می شود. این بودجه در بین بخش‌هایی مانند استانداری، وزارت کشور، ستادکل نیروهای مسلح توزیع می‌شود.

سردار سلیمانی با بیان اینکه صحبت‌های سردار رضایی درخصوص بودجه انسداد مرزها است، خاطرنشان کرد: بودجه انسداد مرزها در بین دستگاه‌های مختلف که به بخشی از آنها اشاره شد، تقسیم می‌شود.

وی یادآور شد: نه تنها نیروی انتظامی بلکه کل نیروهای مسلح تا به امروز درخصوص انسداد مرزها هیچ بودجه‌ای دریافت نکرده‌اند، اما تا جایی که مطلع شده‌ام، بودجه استانداری‌ها دریافت شده است.

او خاطرنشان کرد: استانداری‌ها نیز این بودجه را برای موضوعات مانند آب و برق ساختمان‌های مرزبانی و روستاهای مرزی هزینه می‌کنند، اما نیروهای ستاد مسلح همچنان همانطور که گفتم تا امروز بودجه انسداد مرزها را دریافت نکرده‌اند.

جانشین فرمانده ناجا خاطرنشان کرد: آنطور که مطرح شده است، بودجه انسداد مرزها نیز تا پایان سال به نیروهای مسلح و ما پرداخت خواهد شد.

مشاهده
ممنوعیت استفاده غیرورزشی از فضاهای ورزشی داخل و خارج مدارس

مهرزاد حمیدی
بخشنامه ممنوعیت استفاده غیرورزشی از فضاهای ورزشی داخل و خارج مدارس به ادارات کل آموزش‌وپرورش استان‌ها ابلاغ شد.

به گزارش ایسنا، مهرزاد حمیدی، با اشاره به ابلاغ بخشنامه‌ای به مدیران کل و معاونان تربیت‌بدنی استان‌ها، از ممنوعیت استفاده غیرورزشی از فضاهای ورزشی داخل و خارج مدارس خبر داد.

معاون تربیت‌بدنی و سلامت خاطرنشان کرد: این بخشنامه باهدف منع استفاده غیرورزشی از فضاهای ورزشی برای استفاده حداکثری دانش‌آموزان مدارس از اماکن و فضاهای ورزشی داخل و خارج مدارس به ادارات کل آموزش‌وپرورش استان‌ها ارسال‌شده است.

به گزارش مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی آموزش‌وپرورش، شایان‌ذکر است در بخشی از این بخشنامه خطاب به معاونان تربیت‌بدنی و سلامت، روسای ادارات تربیت‌بدنی و فعالیت‌های ورزشی آموزش‌وپرورش استان و کارشناس مسئولان و کارشناسان تربیت‌بدنی مناطق و شهرستان‌ها آمده است: با عنایت به تأکید مقام عالی وزارت به توسعه زیرساخت‌های ورزشی و توجه به فراهم کردن امکانات و تجهیزات لازم برای اجرای هرچه‌ بهتر ساعات درس تربیت‌بدنی و فعالیت‌های فوق‌برنامه ورزشی دانش‌آموزان، مقتضی است دستور فرمایید از استفاده غیرورزشی از فضاهای ورزشی داخل و خارج مدارس، جداً جلوگیری به عمل آید.

انتهای پیام

مشاهده
وزارت صنعت آمار داد؛ رشد 39 پله ای ایران در شاخص «نوآوری جهانی»

تهران- ایرنا- وزارت صنعت، معدن و تجارت بر پایه گزارش مراجع رسمی بین المللی، رتبه ایران را در برخی شاخص های مهم اعلام کرد که در جدیدترین آنها، رتبه ایران در زمینه نوآوری جهانی در سال 2018 نسبت به سال 2012 صعود 39 پله ای را تجربه کرده است.
رشد 39 پله ای ایران در شاخص «نوآوری جهانی»
گزارش روز دوشنبه خبرنگار اقتصادی ایرنا، ایران در شاخص رقابت پذیری جهانی سال 2012 در بین 144 کشور دنیا رتبه 66 را داشت که در سال 2018 به 89 در بین 140 کشور رسید.

**بهبود آزادی اقتصادی ایران
سال 2012 ایران در شاخص آزادی اقتصادی در بین 185 رتبه 171 را ثبت کرد، اما این جایگاه در سال 2018 در بین 180 کشور جهان با بهبود 15 پله ای به رتبه 156 رسید که در مدت (سالهای 97- 1391 ) مورد بررسی، جمهوری اسلامی شرایط مناسبتری در بین کشورهای مورد ارزیابی جهان بدست آورده است.

** ارتقا در شاخص سهولت کسب و کار
براساس جداول مورد بررسی، در سال 2012 ایران در بین 183 کشور در شاخص سهولت کسب و کار رتبه 144 را از آن خود ساخته بود، اما در سال 2018 به رتبه 124 در بین 190 کشور رسید که در واقع بهبود 20 رتبه ای را بدست آوردیم.
همچنین در این شاخص داده های سال 2019 نیز درج شده که ایران در بین 190 کشور جهان رتبه 128 را دارد.

** صعود 39 پله ای در نوآوری جهانی
جمهوری اسلامی در شاخص نوآوری جهانی سال 2012 به جایگاه 104 در بین 143 کشور جهان رسیده بود، اما در سال 2018 در بین 126 کشور به 65 رسید، البته این آمار نشان می دهد که تعداد 17 کشور در بررسی سال گذشته میلادی مورد محاسبه قرار نگرفته اند.
بهرحال ایران در این بخش در مقایسه با سال 2012 بالغ بر 39 پله صعود داشته است.

** بهبود هشت رتبه ای رفاه لگاتوم
ارزیابی انجام شده در شاخص رفاه لگاتوم ( موسسه بین المللی لگاتوم سطح رفاه کشورها را اندازه گیری می کند) ایران در سال 2012 رتبه 116 را در بین 149 کشور بدست آورده بود، اما در سال 2018 در بین 149 کشور مورد بررسی به جایگاه 108 رسید.
داده های درج شده حاکی از بهبود هشت پلیه ای کشورمان در این شاخص دارد.
موسسه لگاتوم در ارزیابی خود 9 شاخص فرعی را مورد نظر قرار می دهد که اقتصاد، کارآفرینی و فرصت، حکمرانی، سرمایه اجتماعی، آزادی فردی، آموزش، سلامت، ایمنی و امنیت، محیط زیست مجموع این رده های سنجش است.

انتهای پیام /*

مشاهده
صفحه 8 از 35